فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
 
 
 
 
 
 
محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت
 
 

مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست
 


گفت مستی زان سبب افتان و خیزان میروی
 

گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست
 


گفت می باید تو را تا خانه قاضی برم
 
 

گفت رو صبح آی قاضی نیمه شب بیدار نیست
 


گفت نزدیک است والی را سرای آنجا شویم
 
 

گفت والی از کجا در خانه خمار نیست
 
 


گفت تا داروغه را گوییم در مسجد بخواب
 
 
 

گفت مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست
 


گفت دیناری بده پنهان و خود را وا رهان
 
 

گفت کار شرع کار درهم و دینار نیست
 
 
 


گفت از بهر غرامت جامه­ ات بیرون کنم
 
 
 

گفت پوسیدست جز نقشی ز پود و تار نیست
 
 


گفت آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
 
 

گفت در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست
 


گفت می بسیار خوردی زان چنین بیخود شدی
 
 
 

گفت ای بیهوده گو حرف کم و بسیار نیست
 


گفت باید حد زند هشیار مردم مست را
 
 

گفت هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست



تاريخ : پنج‌شنبه 08 مرداد 1394 | 20:06 | نویسنده : fbt | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید



  • تا نیوز