
۱- آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
۲- دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
۳- معشوق چون نقاب ز رخ در نمی کشد
هر کس حکایتی به تصور چرا کنند
۴- چون حسن عافیت نه به رندی و زاهدیست
آن به که کار خود به عنایت رها کنند
۵- بی معرفت مباش که در من یزید عشق
اهل نظر معامله با آشنا کنند
۶- حالی درون پرده بسی فتنه می رود
تا آن زمان که پرده بر افتد چه ها کنند
۷- گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار
صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند
۸- مِی خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
۹- پیراهنی که آید از او بوی یوسفم
ترسم برادران غیورش قبا کنند
۱۰- بگذر به کوی میکده تا زمره حضور
اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند
۱۱- پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان
خیر نهان برای رضای خدا کنند
شاهان کم التفات به حال گدا گنند



آمار
وب سایت:





