فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

             

    

      

 

ماه هم روءیت شد

و تو نیامدی . . .

ا ی   کرده   جا   به    

دفتر   و

دیوان نیامدی

من بیتو   خون  

گریستم ........   

 

 

به لبم رسید جانم تو   

بیا    که    زنده   مانم

پس از آنکه من

نمانم به چه کار .....

 

 


 

ماه هم روءیت شد و تو نیامدی . . .

ا ی   کرده   جا   به     دفتر   و دیوان نیامدی

من بیتو   خون   گریستم   ای   جان   نیامدی

زندان    نموده اند   به   من   شهر خویش ر ا

یکدم   به    دیدنم    تو    به     زندان    نیامدی

به لبم رسید جانم تو    بیا    که    زنده   مانم

پس از آنکه من نمانم به چه کار خواهی آمد

چه حال مزخرفی دارم من . . . !
نه می تونم تو رو دوست داشته باشم ، نه غیرِ تو رو . . .

    این روزها . . .
خستگی هایم با هیچ چیز در نمى رود !
با هیچ چیز !

   پرنده ی مهاجری که مقصودش کوچ است؛

به ویرانی لانه اش فکر نمی کند!

 ابراهیم( س)که نیستم میگذاری میروی …

این آتش نبودنت بر من گلستان

نخواهد شد !!!

رهایم کردی چرا که برهنگیت را نجوییدم ،

بوسه هایت را نطلبیدم و طعم گناه را نچشیدم !
رهایم کردی چرا که عشق ورزیدم !

غمگینم همانند پرنده ای که به دانه های

روی تله خیره شده و به این فکر میکند که چگونه بمیرد ؟
گرسنه و آزاد یا سیر و اسیر . . .

 

درد یعنی هر شب بهت یاد آوری کنه که موندنی نیست

 

و بینتون فقط یه دوستی ساده ست ، همین !

 

برای یک ماه نبودنت را سکوت می کنم !


سحر با یک عکس ، افطار با یک خاطره . . .

 

دلم میخواد ببینمت بازم بخندی تو نگام

 

آخه فقط تو میدونی از زنده بودن چی میخوام

 

دلم بهم میگفت تورو میشه یه جور دیگه خواست

 

 آخه فقط قلب توئه که با من اینقدر سر به راست

 

از تو دلگیرم که نیستی کنارم ..

  من دارم می‌میرم تو کجایی من باز بی قرارم

 

میدونی جز تو کسی رو ندارم ..

 

 باورم نمیشه اینقدر آسون رفتی از کنارم

  

»» تنها رفیق ماندگار (خاطره هاست)

 

برگا همه ریختن خزان شد و در زمستان هم برای

عاشقان در بند بلا و هجران ابر غم  بارید و دارد

بهار می شود

, کم کم باید بارو بست

 

 باید برگردیم خونه هامون ساک به دست ,

چیزی که مونده یه خاطرست...

 

 

به  خون ریز  اهل  یلا میروی

مرا میگذاری کجا میروی

تیر و کمان  گرفته ای  سوی  شکار می روی

صید تواند   عالمی   بهر      چه کار  می روی

 



تاريخ : پنج‌شنبه 02 فروردین 1397 | 15:56 | نویسنده : افشین تهرانی .نویسندگان | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • تا نیوز